خودم را سینمادوست نمی دانم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    کیسی افلک در تازه ترین فیلم دیوید لوئری، «داستان یک روح»، نقش یک روح را بازی می کند. بیشتر مدت زمان فیلم را ساکت است و در ملحفه سفیدی پنهان شده است و به خانه اش بازمی گردد تا در کنار شریک زندگی اش که هنوز در قید حیات است، باشد. فیلمی عجیب و گاهی بامزه و گاهی نفسگیر است که شما را به فکر عشق، زندگی و جاودانگی می اندازد. افلک در هشتادونهمین دوره آکادمی اسکار برای بازی در فیلم «منچستر کنار دریا» برنده جایزه بهترین بازیگری مرد نقش اول شد. خبرگزاری آسوشیتدپرس درباره تازه ترین فیلم لوئری و اتفاقات پیش آمده با افلک مصاحبه کرده است. «داستان یک روح» فی نفسه فیلمی ترسناک نیست اما من را تسخیر کرده است. خیلی عالی است که افراد زیادی به این فیلم واکنش نشان داده اند. همیشه وقتی در حال ساخت فیلمی هستی، این حس را داری که فیلم چی از آب درمی آید و احتمالا این فیلمی است که متفاوت از آنچه انتظار داشتم، از آب درآمد. لباس روحی که باید می پوشیدی، فوق العاده بود. اصلا نمی توانم به لباس دیگری در فیلم دیگری فکر کنم که اینقدر به کاربردی بودن آن وابسته باشد. ملحفه ظاهری ساده دارد اما فقط یک ملحفه نیست و دیده شدن به آن شکل خیلی سخت بود. میان ترسناک نبودن، ابله جلوه نکردن و همچنین عجول نبودن تعادلی کامل برقرار بود. چطور متقاعدتان کردند در فیلمی بازی کنید که بیشتر مدت آن را با پوشیدن ملحفه بازی می کنید؟ شاید غیرعادی باشم، اصلا در این رابطه مطمئن نیستم، اما وقتی شنیدم ماجرا این است، گفتم «در خدمتم.» ایده پنهان شدن در جایی به نوعی من را شیفته کرد. لازم نبود دیوید من را ترغیب کند. همکاری با او و رونی و تهیه کننده های این فیلم خیلی خوب بود. بیننده ها صحنه طولانی را که رونی مارا، شخصیت زن فیلم، کیک می خورد، درک کردند. این صحنه کمی زیرساخت داشت. چه نوع کیک پایی باشد؟ پای از کجا آمده است؟ چه کسی این پای را درست کرده؟ خیلی عجیب است که رونی هرگز پای نخورده بود. خوراکی هایی هست که من نخورده ام اما فکر می کنید پای، چیزی است که گاهی هوس می کنید. نسبتا فیلمی متفکرانه است. فکر می کنید بتواند مخاطب گسترده تری داشته باشد و فقط سینمادوست ها جذبش نشوند؟ من خودم را سینمادوست نمی دانم. من سلیقه های جریان اصلی را دارم. از طرفی به فیلم های دشواری مانند آثار تارکوفسکی یا بلا تار (فیلمساز مجارستانی) علاقه مند هستم. اما از طرفی از فیلم های «جنگ جهانی زی» هم خوشم می آید و عاشقش هستم. به نظرم خیلی خیلی تکان دهنده و رمانتیک و شیرین است و پر از ایده هایی است که از آنها اطلاعی نداشتم. یک فیلم خوب به بیرون کشیدن ایده های کتاب هایی که خوانده اید، تمایل دارد و این فیلم این کار را طوری انجام می دهد که واقعا قابل فهم هستند. فکر نمی کنم فیلم هنری عجیب، مبهم و تجربی باشد. تاثیرگذار است فقط اصلاح شده نیست. تا به حال در سه فیلم با دیوید لوئری همکاری کرده اید، فکر می کنید او چه آینده ای دارد؟ به نظرم او جالب ترین کارگردان ما است. شرط می بندم او حرفه ای طولانی دارد که با فیلم های متنوعی که در قالب فیلم های برادران کوئن یا استنلی کوبریک پر می شود و شرط می بندم، مثل همین سینماگرها، چندتایی شاهکار خواهد ساخت. و در حال حاضر خودت فیلمی را به نام «نور زندگی ام» می سازی؟ تازه نخستین برداشتش را تمام کرده ام. باید بنشینی و کاغذی برای نوشتن دم دستت باشد؛ بازی کنی که هر روز کارگردانی همین است. نخستین برداشت را می بینی و فکر می کنی «اوه، یکی از گندترین فیلم های تاریخ را ساختم. » بارها کارگردان هایی که خیلی دوست شان دارم، کسانی که فیلم های بزرگی ساخته اند به من اطمینان خاطر داده اند که آنها هم این چیزها را تجربه کرده اند. منبع: Associated Press

    نویسنده : مهدی امینی بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 18:42
    برچسب‌ها : سینمادوست,
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها