ترسناک بودند
درِ غار به طرف جنوب بود. هنگام طلوع، خورشید به سمت راست غار مى تابید و تا هنگام غروب، کم کم به سمت چپ مى رفت. داخل غار فضاى وسیعى بود که اصحاب کهف در آن جا خوابیده بودند و آفتاب به آن جا نمى رسید و گرماى تابش مستقیم آفتاب، آزارشان نمى داد. به امر خدا، گه گاه به پهلوى راست و چپ مى چرخیدند تا بدنشان پوسیده و کوبیده نشود. سگشان بر دهانه ی غار دو دستش را باز کرده و خوابیده بود. چشم هایشان باز بود، طورى که اگر کسى آنان را مى دید گمان مى کرد بیدارند و چنان منظره اى ایجاد شده بود که هر کس آنان را مى دید وحشت زده فرار مى کرد. داستان در قرآن چنین ادامه مى یابد:
و خورشید را مى بینى، هنگامى که طلوع مى کند از غارشان به سمت راست مایل است و هنگامى که غروب مى کند از سمت چپ آنان را ترک مى کند و آنان در جاى وسیعى از آن هستند. آن، از نشانه هاى خداست. هر کس را خدا هدایت کند، او هدایت شده است و هر کس را گمراه کند، هرگز برایش یاورى راهنما نخواهى یافت و مى پندارى آنان بیدارند، ولى خوابیده اند و آنان را به پهلوى راست و پهلوى چپ مى گردانیم و سگشان بر آستانه ی در، دو دستش را دراز کرده. ...
موضوعات مرتبط:آرشیو
برچسب ها:
موضوعات مرتبط:
برچسب ها:
تاريخ : دوشنبه
11 دی
1396 | 20:04 | نویسنده : مهدی امینی |
